نماد سایت Aznews TV

ایران؛ قربانیِ منطقِ بقا ✍️ میلاد ایوبی ایروانلو ( فعال سیاسی ‌و مهندس ارشد سابق قرارگاه خاتم )

مسئله روز ایران فقط جنگ، آتش‌بس، مذاکره یا تهدید خارجی نیست.
مسئله اصلی، شکاف عمیقی‌ست که میان ایران و منطق بقای جمهوری اسلامی شکل گرفته است.

سال‌هاست که حاکمیت کوشیده «منافع ملی» را با «منافع نظام» یکی جا بزند؛
انگار هرچه به بقای ساختار قدرت کمک کند، الزاماً به سود ایران هم هست.
اما واقعیت دقیقاً برعکس است.
کشوری که زیر فشار فرسایش اقتصادی، مهاجرت نخبگان، فروپاشی اعتماد عمومی، سرکوب داخلی و بن‌بست دیپلماتیک قرار دارد، با شعار اقتدار نجات پیدا نمی‌کند.

جمهوری اسلامی در لحظات بحران، ایران را نه از زاویه ملت، بلکه از زاویه بقای خودش می‌بیند.
برای همین اگر مردم فقیرتر شوند، اگر جامعه عصبی‌تر و ناامیدتر شود، اگر کشور در انزوا و فرسایش فرو برود، اما ساختار قدرت همچنان بر جای بماند، در روایت رسمی هنوز چیزی به نام «پیروزی» قابل تولید است.
این همان نقطه‌ای‌ست که باید با صراحت گفت:
ایران با جمهوری اسلامی یکی نیست.

این گزاره نه شعار است، نه اغراق.
یک ضرورت سیاسی و اخلاقی است.
ایران، مردم‌اند؛
نه دستگاهی که برای بقای خود، کشور را وارد بحران دائمی کرده است.

از سوی دیگر، خطای بزرگی هم در بخشی از اپوزیسیون و افکار عمومی دیده می‌شود:
این تصور ساده‌لوحانه که هر فشار خارجی، هر حمله، هر تحریم و هر تخریب، لزوماً به تضعیف حاکمیت و تقویت مردم منجر می‌شود.
تجربه نشان داده که فشار بیرونی، اگر فاقد چشم‌انداز ملی و عقلانیت سیاسی باشد، اغلب فقط فضا را امنیتی‌تر، جامعه را فرسوده‌تر، و روایت رسمی را برای بقا آماده‌تر می‌کند.

ایران امروز میان دو منطق گرفتار شده است:
منطقِ فشار از بیرون
و منطقِ بقا از درون.
و بازنده هر دو، مردم ایران‌اند.

نه تقدیس کور، راه نجات ایران است؛
نه نفرت کور.
نه دفاع از وضع موجود به نام وطن‌دوستی،
و نه تشویق هر ضربه به ایران به نام آزادی.

نجات ایران، نه از دل جنگ بیرونی بیرون می‌آید، نه از دل تداوم این انسداد فرساینده.
راه، از بازگشت به مفهوم منافع ملی می‌گذرد؛
مفهومی که سال‌هاست قربانی ایدئولوژی، امنیتی‌سازی و انحصار قدرت شده است.

اقتدار واقعی، موشک و شعار و هیاهو نیست.
اقتدار واقعی یعنی مردمی که احساس آینده دارند.
یعنی کشوری که امنیتش فقط امنیت حکومت نیست.
یعنی نظمی که به جای تولید ترس، تولید اعتماد کند.
یعنی ساختاری که از ملت مشروعیت بگیرد، نه از اضطرار و سرکوب.

من به عنوان کسی که هم منتقد جدی جمهوری اسلامی‌ام و هم عمیقاً ایران را دوست دارم، معتقدم امروز مهم‌ترین وظیفه ما این است که اجازه ندهیم ایران قربانی هیچ‌یک از دو سوی این بازی شود:
نه قربانی بقای یک ساختار فرسوده،
و نه قربانی پروژه‌های بیرونی‌ای که ایران را فقط از پشت عینک منافع خود می‌بینند.

امروز باید این جمله را روشن، بلند و بی‌تعارف گفت:
ایران ابزار بقای هیچ قدرتی نیست.
هرکس ایران را خرجِ بقای خود کند، حتی اگر نام وطن را هم بر زبان بیاورد، در نهایت در برابر ملت ایران ایستاده است

خروج از نسخه موبایل