
چرایی این بیانیه حواشی جنگ اسرائیل و ایران و احتمال از سرگیری آن بجهت شکننده بودن آتشبسِ موجود و لزوم هشیاری در جهت صیانت از اراضی آذربایجان تحلیل شده است.
موضوعی که استقبال سرد نهادها و گروههای کردی را به همراه آورده است!
به گزارش”صفحه اطلاع رسانی عباس لسانی”، بررسی و خوانش واکنشهای سردرگم و شتاب زده نشان میدهد؛ واکنشدهندگان اصلا میانهای با روشن ساختن زوایای پنهان این مسئله ندارند!
آنها هر چند تلاش کردند یک موضوع مشخص و بین المللی را با تقلیل به اختلافات قومی پایین بیاورند ولی در همان تفسیرِ به اختیار از کنوانسیون «ژنو» مبنی بر بازگشت پناهندگان به موطن خویش یادشان رفت ثبات کافی در کشور متبوع آنها ایجاد شده است!
گافی که «ههنگاو» در پوشش یک سازمان حقوق بشری به مضحکترین شکل ممکن درصدد مدیریت فریب و ناچیز نشان دادن شمار پناهندگان کرد عراق به کمتر از ۵۰ خانوار آنهم در شهرهای ساوه ، کرج و زیوه اورمیه برآمد.
استان آذربایجان غربی از سال۵۴ تا ۸۱ به مدت سه دهه با تصمیمات حکومت مرکزی ایران ، بدون اطلاع و رضایت ساکنین این استان اقدام به پذیرش و اسکان کردهای اقلیم کردستان عراق در این استان کرده است.
یک مقامِ رسمی حکومتی آگاه و مرتبط با این حوزه شمار پناهندگان کرد این استان را فقط در سال ۷۰ بالغ بر ۶۰۰ هزار نفر طی ۱۰ روز اعلام کرده است.
پذیرش جمعیتی بالغ بر ۲۵٪ جمعیتی یک استان فقط در ۱۰ روز که بخشی از پروسه سه دهه انتقال پناهندگان به آذربایجان غربی بوده اقدامی است که میتوان بنام سیاست « تغییر ساختار جمعیتی » بر علیه آن اعلام دعوی کرد!
مسئلهای که در مجامع بین المللی با عنوان حق میزبان در حفظ ترکیب جمعیتی و فرهنگی همچنین حق تعیین سرنوشت مردم محلی با استناد به بیانیه سازمان ملل و اعلامیه حقوق اقلیتها امکان طرح آن را فراهم میآورد.
مضاف بر اینکه فعالیت گروههای مسلح کردی بالاخص شاخه ایرانی گروه تروریستی PKK یعنی پژاک در این استان همچنان ادامه دارد و به تجربه از شاخه سوری این گروه تروریستی که در گزارشات مکرر سازمان عفوبین الملل و دیدهبان حقوق بشر سازمان ملل متحد کارنامه تاریکی در اشغال و تخریب روستاها، شهرکها و شهرهای عرب و ترکمانان سوریه داشته و در کمیسیون مستقل تحقیق سازمان ملل در زمره گروههای بیرحم قاچاق انسان و بهرهکش اجباری از کودکان در جنگ شناخته می شود حساسیت موضوع را دوچندان میکند.
مطالعه آمار جمعیتی استان و انفجار جمعیتی در شهرهایی چون بوکان ، مهاباد ، پیرانشهر ، سردشت و همچنین حاشیه شهر اورمیه به رغم کمبود زیرساختهای اقتصادی در مدت سهدهه انتقال پناهندگان به این استان، میطلبد چراغ حقیقت در جهت شفافیت این موضوع روشن و با پیگیریهای بین المللی مانع آتش افروزی زیادهخواهان این روزهای خاورمیانه گردد.
تجربه و حافظه اشغال جنوب آذربایجان غربی توسط دو گروه دیگر تروریستی کردها ( حزب دموکرات و حزب کومله ) پس از انقلاب نیز به ما این هشدار را میدهد که اشغال ، پاکسازی و تسویه کامل قومی که گزارش آن به قلم “احد گودرزیانی” پژوهشگر و روزنامهنگار شناخته شده فارسی زبان تحت عنوان « زخم جنگ بر پیکر پیرانشهر » در شماره ۷۲۳۶ روزنامه ایران به تاریخ دوم دی ماه ۹۸ چاپ شده می تواند مجددا با شعله ور شدن آتش منطقهای شهرها و روستاهای دیگر آذربایجان جنوبی را مورد هدف قرار دهد.



