
۱. لطفاً ابتدا درباره خودتان بگویید. کجا متولد شدهاید؟ در حال حاضر کجا زندگی میکنید؟ (اگر در ایران زندگی نمیکنید، دلیلش چیست؟) آیا میتوانید اطلاعاتی در مورد تحصیلات، تخصص و شغل خود ارائه دهید؟ آیا متأهل هستید؟
نام من مریم فاروقی قاجار است، من در پاریس از مادری فرانسوی و پدری تبریزی متولد شدم. من بیشتر در فرانسه بزرگ شدم و به دانشگاه انگلستان رفتم و در رشته اقتصاد فارغالتحصیل شدم. قبل از تأسیس شرکت فناوری خودم، مدتی در بخش مالی در جیپی مورگان لندن کار کردم. در حال حاضر در لندن زندگی میکنم و با همسرم زندگی میکنم.
۲. شما نوه سلطان احمدشاه قاجار، آخرین حاکم سلسله قاجار، آخرین سلسله ترکهای آذربایجانی هستید. لطفاً این موضوع را با جزئیات بیشتری روشن کنید. آیا قبلاً در جایی در مورد عضویت در سلسله قاجار صحبت کردهاید؟ زیرا امروزه شناختهشدهترین نماینده خانواده قاجار، بابک قاجار است. شما اظهار داشتهاید که این شخص متعلق به خانواده قاجار نیست. آیا به این موضوع اعتراض کردهاید؟ شخص دیگری که به شاخه دیگری از این سلسله تعلق دارد و به عنوان جانشین خانات ایروان شناخته میشود، امیرعلی سردار است. در مورد این افراد به طور کلی چه میتوانید بگویید؟ آیا آشنایی شخصی با آنها دارید؟
احمد شاه ۴ فرزند داشت – ۳ دختر و یک پسر – به ترتیب مریمدخت، ایراندخت، همایوندخت و فریدون میرزا. از این ۴ فرزند، ۱۳ نوه وجود داشت که در میان آنها پدر من، پسر ایراندخت، دختر دوم احمد شاه، بود. اکنون ما ۱۱ نتیجه هستیم، اما من تنها کسی هستم که واقعاً به سیاست علاقه دارد. میتوانم به راحتی ثابت کنم که ایراندخت مادربزرگ من است.
و نکته من این است: ۷ پادشاه قاجار و وارثان قانونی این سلسله وجود داشتند که منطقاً از آخرین پادشاه حاکم (احمد شاه قاجار) به ارث رسیدهاند. در مورد فردی که شما او را بابک قاجار مینامید (نام واقعی او نیست)، او تقریباً ۹ سال پیش با انجمن خانوادگی ما – که سوابق همه اعضای خانواده قاجار را نگهداری میکند – تماس گرفت و ادعای عجیبی مبنی بر اینکه از نوادگان فتحعلی شاه (دومین پادشاه قاجار) است، مطرح کرد. ما معمولاً در مورد چنین ادعاهایی محتاط هستیم، زیرا فتحعلی شاه ۱۷۰ فرزند داشت و امروزه ۱۵۰۰۰ نواده دارد. تنها تعداد محدودی از شاخههای منشعب از دودمان او نقش مهمی در تداوم این سلسله ایفا کردند و این شاخهها برای همه ما شناخته شده هستند. بنابراین ما مودبانه از او خواستیم که شجرهنامه خود را ارائه دهد و از همه مهمتر، دودمان خود را با اسناد اثبات کند. او نتوانست هیچ مدرکی برای اثبات ادعای خود ارائه دهد. ما موضوع را تمام شده دانستیم. با این حال، چند ماه بعد، او را دیدیم که در عکسهایی با لباسهای دوره قاجار و یک کت و شلوار رسمی که خود را به عنوان یک شاهزاده معرفی میکرد، ژست گرفته بود.
من شخصاً امیرعلی سردار ایروانی را میشناسم. او عضوی از خاندان قاجار است، اما نمیتوان او را وارث قاجار دانست، دلیل آن ساده است: جد او خواهر سومین پادشاه قاجار بود و همانطور که میدانید، وارثان قاجار برای رسیدن به مقام سلطنت باید از نسل مرد متولد میشدند. بنابراین، نسل او از شاخه سلطنتی در زمان سومین پادشاه جدا میشود، در حالی که نسل سلطنتی مستقیم تا سال ۱۹۲۵ از طریق ۴ پادشاه متوالی دیگر ادامه مییابد. با این وجود، اجداد او نقشهای سیاسی مانند فرمانداران را در دستگاه حکومت قاجار بر عهده داشتند.
۳. در جغرافیای ایران، سلسلههای ترک نزدیک به هزار سال حکومت کردند. آخرین آنها، قاجارها، قبیلهای ترکمن بودند که در تأسیس دولت صفوی شرکت داشتند. همانطور که میدانیم، آقا محمد خان قاجار دولت قاجار را در سال ۱۷۹۶ با پایتختی تهران تأسیس کرد و تا سال ۱۹۲۵، زمانی که رضا شاه پهلوی سلسله پهلوی را تأسیس کرد، بر ایران حکومت کرد. رضا خان بعداً نام خانوادگی «پهلوی» را برای خود برگزید تا مشروعیتی مبتنی بر ملیگرایی ایرانی ایجاد کند، برخلاف سلسله ترک قاجار. با روی کار آمدن پهلویها، کمپینی علیه هویت ترکی و فرهنگ ترکی آغاز شد. جمهوری اسلامی ایران این خط را ادامه داده است، هرچند نه با همان شدت. به عنوان وارثان هویت قاجار و ترکی در درون دولت ایران، آیا سرنوشت ترکهای ایران برای شما مهم است؟ آیا در فعالیتهایی با هدف احیای حقوق ملی و فرهنگی آذربایجانیهای جنوبی و گروه قومی ترک شرکت کردهاید؟
اگرچه من در اروپا و دور از این موضوع بزرگ شدم، اما با مرگ پدرم در سال ۱۹۹۸، تصمیم گرفتم به میراث خانوادگیام نزدیکتر شوم تا آن را از دست ندهم.
پدرم پیش از این، با تعریف داستانهایی در مورد اینکه قاجارها یک قبیله ترکمن بودند که پسران و دختران میتوانستند قبل از یادگیری راه رفتن، سریع سوار اسب شوند یا اینکه پادشاهان قاجار از زیر اسبهای خود میجنگیدند و روی شکم اسبهای خود میایستادند، راه را برای آگاهی از ریشههایم که ذهن مرا به عنوان یک دختر کوچک مجذوب خود میکرد، هموار کرده بود. پس از مرگ او، در حالی که هنوز دختر کوچکی بودم، برای داستانهای بیشتر به خانواده قاجار روی آوردم، اما هر چقدر هم که داستانها جالب بودند، فقط بر حکومتداری تمرکز داشتند تا هویت ترکی ما و هیچ اشارهای به ترکهای امروزی نمیکردند. در واقع، بیشتر قاجارهای زنده امروز در تهران بزرگ شده و در فرهنگ فارسی جذب شده بودند.
با این حال، من شخصاً از اینکه پهلوی چقدر تاریخ قاجار را برای تمسخر بازنویسی کرده بود، آگاه بودم و از برخی ایرانیان فقط به خاطر تعلق به این خانواده، توهینهای زیادی دریافت کرده بودم. پس از مرگ پدرم، گفتگویی را با او به یاد آوردم که در آن توضیح داد که چگونه و چرا خانواده من از ترکمنستان به آذربایجان نقل مکان کردند و به او یادآوری میکنم که گفت: «ترکها، قوم ما هستند و ایران به عنوان یک ملت فارس، ساخته و پرداخته پهلوی است». از این جمله، علاقهای ناشی شد که به مرور زمان افزایش یافت و امروز به تعهدی نسبت به «قوم من» ترکهای ایران تبدیل شده است. من اخیراً برای دفاع از حقوق ترکهای ایران فعال شدهام و در حال راهاندازی ابتکاری برای این منظور هستم.
۴. وقتی از قاجارها صحبت میشود، اولین چیزی که به ذهن میرسد نمایشنامه «واقف» اثر صمد وورغون است که در آن آقا محمد شاه قاجار به عنوان یک حاکم ظالم به تصویر کشیده شده است. با توجه به اینکه این اثر در دوره شوروی نوشته شده است، تحریف حقایق به منظور دور کردن مردم از هویت ملی اجتنابناپذیر بود. در این مورد چه میخواهید بگویید؟
پهلویها رویکرد مشابهی را در بازنویسی تاریخ خاندان قاجار در ایران دنبال کردند. آخرین سلسله ترک ایران به آخرین نماد قدرت ترکها تبدیل شد و برای ایجاد یک هویت ملی جدید، باید با تحقیر میراث آن پاک میشد.
وقتی یک سلسله یا رژیم جدید به قدرت میرسد، به دنبال قطع روابط با هویتهای قدیمیتر برای ایجاد یک منطق سیاسی جدید است. به همین دلیل است که حقیقت بیشتر توسط بزرگان خانوادهها بیان میشود تا در کتابهای تاریخ.
در مورد آقا محمد خان، همانطور که در ایران به نامش معروف است، او با مطیع کردن صدها قبیله در ایران در دهه ۱۷۰۰ که درگیر جنگهای مداوم بر سر سرزمینها بودند، سلسلهای را تأسیس کرد و نزدیک به ۱۵۰ سال بر کشور حکومت کرد. چگونه دیگر میتوانست به این مهم دست یابد؟
۵. امروز، اعتراضات سراسری در جمهوری اسلامی ایران، که در قلمرو دولت سابق قاجار قرار دارد، در حال وقوع است. این تظاهرات که به دلایل اقتصادی آغاز شد، بعداً ماهیت سیاسی به خود گرفت. گفته میشود که تاکنون بیش از ۳۰۰۰ نفر در این اعتراضات کشته شدهاند. به نظر میرسد مردم ایران این بار مصمم هستند که تا آخرین نفس در برابر رژیم مقاومت کنند. ما مایلیم دیدگاه شما را در مورد رژیم ایران بدانیم. چه چیزی باعث وضعیت فعلی ایران شده است؟
سوءمدیریت بلندمدت منابع ملی توسط جمهوری اسلامی در طول زمان، ایجاد مصنوعی طبقه متوسط و در نتیجه گسترش نابرابریهای اجتماعی و اقتصادی از جمله دلایل اصلی اعتراضات اخیر هستند. علاوه بر این، نارضایتی عمومی و ناآرامیهای مردمی گاهی توسط بازیگران سیاسی مورد سوءاستفاده قرار گرفته است. فراخوانهایی برای حضور مردم در خیابانها داده شد، اما هیچ استراتژی روشنی برای محافظت از معترضان اتخاذ نشد. اگر از این جنبشها سوءاستفاده نمیشد، اعتراضات ممکن بود نتایج سازندهتری با تلفات انسانی بسیار کمتر به همراه داشته باشد.
6. به نظر شما، آیا رژیم ایران قادر به تجدید قوا خواهد بود؟ یا فروپاشی رژیم از قبل اجتنابناپذیر است؟ اگر مداخله ایالات متحده و اسرائیل رخ دهد و جنگی آغاز شود، این امر چه تأثیری بر آذربایجانیهای جنوبی خواهد گذاشت؟
همانطور که ضربالمثل میگوید: “مسئله بله یا خیر نیست، بلکه زمان آن است”. چندین سناریو محتمل است.
اولین سناریو، تغییر کامل رژیم، مانند بازگشت به سلطنت مطلقه است که بعید است.
دومین سناریو – که مسلماً یکی از محتملترین سناریوهاست – تغییر ظاهری رژیم است که در آن برخی از همان بازیگران همچنان در جای خود باقی میمانند، مشابه آنچه در روسیه پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی رخ داد. در این سناریو، ایران به اندازه کافی باز خواهد شد تا سرمایهگذاران خارجی را مطمئن کند و خود را به عنوان مکانی امن برای زندگی و سرمایهگذاری معرفی کند.
سناریوی سوم – که آن هم محتمل است – یک دولت فدرال را در نظر میگیرد که در آن اقلیتها حق تعیین سرنوشت خود را خواهند داشت، که سناریوی مورد علاقه اکثر آذربایجانیهای جنوبی است.
در دو سناریوی اول، آذربایجانیهای جنوبی از نظر فرهنگی سرکوب شده و از نظر اجتماعی به حاشیه رانده میشوند. تنها سناریوی سوم با خواست اکثر آذربایجانیهای جنوبی مطابقت دارد.
۷. رضا پهلوی و اطرافیانش که مدعی قدرت در ایران هستند، در حال آماده شدن برای دوران پس از خامنهای هستند. آیا آرزوهای آنها میتواند محقق شود؟ آیا ایالات متحده و اسرائیل تا آخر از او حمایت خواهند کرد؟
آنها ممکن است آماده شوند، اما هیچ تضمینی وجود ندارد که خواستههایشان محقق شود. در حال حاضر، ایالات متحده و اسرائیل منافع استراتژیک متفاوتی در مورد ایران دارند. منافع اصلی اسرائیل لزوماً یک ایران مرفه و دموکراتیک نیست، بلکه ایرانی است که از تأمین مالی شبهنظامیانی که متعهد به نابودی اسرائیل هستند، دست بردارد. از دیدگاه اسرائیل، این هدف میتواند از طریق نابودی رژیم فعلی، صرف نظر از اینکه چه کسی پس از آن به قدرت برسد، محقق شود. پهلوی گزینه جذابی برای اسرائیل است، زیرا او پیش از این تمایل خود را برای اعطای هر آنچه اسرائیل از ایران پس از سقوط رژیم میخواهد، نشان داده است.
از دیدگاه ایالات متحده، اقدام نظامی علیه ایالات متحده پیچیدهتر به نظر میرسد. اول، ایالات متحده به طور فزایندهای به دنبال کنارهگیری از درگیریهای جهانی است – به استثنای قاره آمریکا، که هدف آن حفظ کنترل استراتژیک کامل بر آن است. علاوه بر این، حمله به ایران با منافع کشورهای خلیج که از مهمترین متحدان منطقهای ایالات متحده هستند، همسو نخواهد بود. با این حال، لابی یهود و گروههای راست افراطی برای جنگ با ایالات متحده تلاش میکنند و پهلوی، در چند دهه گذشته کاندیدای آنها بوده است، بنابراین بازگشت او را نمیتوان منتفی دانست.
۸. وضعیت در ایران بحرانیتر از همیشه است. چهل میلیون نفر از هموطنان ما در آنجا زندگی میکنند. آیا قصد دارید در فرآیندهای سیاسی شرکت کنید تا صدای آنها را از تریبونهای بالا منتقل کنید؟
ترکهای ساکن ایران دهههاست که در معرض سیاستهای نادرست قرار گرفتهاند. پس از سرنگونی سلسله قاجار، نظام حاکم بر ایران رویکردی هویتمحور را در پیش گرفت که با تحمیل زبان و فرهنگ فارسی، در پی جذب ترکها در یک هویت ملیگرایانه با محوریت فارس بود. در نتیجه، بسیاری از ترکها خودآگاهی سیاسی و فرهنگی خود را از دست دادند. با این حال، در سالهای اخیر این روند شروع به معکوس شدن کرده است. هویت ترکی آذربایجانی در حال قویتر شدن است و فعالان سیاسی و فرهنگی نقش مهمی در این احیای هویت ایفا کردهاند.
9. نظر شما در مورد آذربایجان چیست؟ در مورد جنگ قرهباغ که 30 سال به طول انجامید چه میتوانید بگویید؟ آیا از آذربایجان بازدید کردهاید؟ اگر چنین است، به کدام مکانها رفتهاید؟ یا قصد دارید از این کشور بازدید کنید؟
جمهوری آذربایجان الگویی است از اینکه چگونه یک کشور کوچک میتواند به یک نهاد قدرتمند با صدای جهانی تبدیل شود. اینکه آذربایجان چگونه از زمان استقلال خود تا به امروز توسعه خود را مدیریت کرده است، قابل تحسین است. صلح در قرهباغ تضمینی نبود و جوانان شجاعانه برای دفاع از ملت خود به جنگ رفتند، با این حال، این واقعیت که دولت آذربایجان موفق به برقراری صلح با ارمنستان شد، معجزهای از دانش دیپلماسی و تابآوری آذربایجان است. اگرچه من به آذربایجان نرفتهام، اما خیلی دوست دارم که احتمالاً امسال از آن بازدید کنم.
10. شما در حال حاضر ریاست بنیاد قاجار فوندو را بر عهده دارید. آیا میتوانید اطلاعاتی در مورد این بنیاد ارائه دهید؟ هدف شما از تأسیس آن چه بود و حوزههای فعالیت آن چیست؟
بنیاد قاجار فوندو یک سازمان تازه تأسیس مستقر در لندن است که به توسعه فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی آذربایجانیهای جنوبی اختصاص دارد. هدف اصلی آن حمایت از افراد با استعداد آذربایجانی جنوبی با فراهم کردن دسترسی به منابع، شبکهها و فرصتهایی است که آنها را قادر میسازد تا ضمن تقویت ارتباط خود با میراث فرهنگی خود، ابتکارات خود را توسعه دهند.
انگیزه تأسیس بنیاد قاجار فوندو ناشی از این شناخت است که هویت فرهنگی و فرصتهای اقتصادی عمیقاً به هم پیوستهاند.



