آذربایجانایران

خلیل مختاری نیا: قروه؛ شهری با اصالتِ تُرکی

شهر قروه یکی از شهرستان‌های مهاجرپذیر استان کنونی [ کردستان ] به‌شمار می‌رود. روایت هست با ورود حسام الملک قراگوزلو معروف به امیر افخم که حاکم ولایات کرمانشاه و لرستان و … شده بود درجه اهمیت قروه صد چندان شد به طوری که با بنای قلعه ای بزرگ شهر قروه یکی از مراکز نظامی وی محسوب شد.

به همین علت قروه شاهد ورود شورشیان گلباغی (اکراد ) و دیگر طوایف سورانی زبان بوده [ در اثنای جنگ های جهانی اول و دوم ] و این مساله باعث افزایش جمعیت اکراد در قروه  شده است.

توپونیم ” قروه ”  به هر شکل و شمایلی و با هر فرمی و ظاهری قرائت و کتابت شود به قطع یقین نمی تواند خارج از دریای لسان ترکی و گنجینه توپونیم ها و حوزه توپونیمیکی تُرکی تعریف، تقریر ، تحلیل و تشریح گردد. قروه در هز یک از حالت ها و قرائت های ذیل:

قوروا – خوروا / خور اووا Xor ova = خانه خورشید= سرزمین آتش و خورشید ؛ در ترکیب لغت قورجاناق و نامهای خوراسان، خورخوره، قوراوا و… جزء اول یعنی قور / خور در معنای خورشید، شراره های آتش و آتش مشاهده می شود.

خوروه / خور+بَیXorva= خورشید بزرگ و مقدس

قِروه Qerva = در معنای لایه های نازکی از یخ و برف بعلت سرمای زیاد منطقه

قیروو Gırov = در معنای لایه های نازکی از یخ و برف بعلت سرمای زیاد منطقه؛ در ترکیب نام اسب کوراوغلو به نام قیرآت لغت قیر وجود دارد که هم در معنای بزرگ و هم در معنای سیاه آمده است.

قَره اووا  / قَره اوبا Qara Ova = به معنای آبادی بزرگ، خانه بزرگ، شهر بزرگ

قورو اووا   Qoru Ova= سرزمینی با خانه های گلی و خشک – شهری با سرمای خشک و سوزان

قِر بَی Qir Bay =  خدای بزرگ، خدای خدایان، خان خانان

و یا احیانا با هر تلفظی و کتابتی خارج از قرائت و تحلیل مزبور نوشته و تلفظ شود بازهم نافی ریشه ی تُرکی آن نخواهد بود؛ آنهم بنا به دلایل ذیل:

1-  وجود محلات قدیمی با همان نام ترکی در مرکز شهر مانند: یوخاری محله ، آشاغه محله ، داش محله، محله شهرداری دالی، قاش تپه، ره مین آوا، احمدآوا و…

2-  وجود کوههای اطراف قروه با نامهای ترکی  قره‌یارکه، َقَلووز، کولار ، بدر، پریشان، پنجه‌علی (پنجه)، حاج‌آقا و رودخانه هایی با نام آجی چای [ تغییر یافته به تلخه رود ] و اوزون دره و…

3-  وجود صدها آبادی  قدیمی و ترکی با همان نام قدیمی ترکی در حوزه شهرستان قروه  [ علیرغم تغییر و تحریف های زیاد طی یکصد سال گذشته ] که این امر در حوزه توپونیم شناسی قابل تحلیل و استدلال می باشد.

4-  رواج زبان ترکی آذربایجانی بعنوان زبان قدیمی و اصیل مردمان اصیل این شهر

5-  شهرستان قروه تا اواخر دهه 20 به همراه بیجار گروس و سونقور جزئی از ایالت آذربایجان تاریخی بوده است.

6-  و…

حتی اگر مطالب مندرج در ویکی پدیا  را قبول کنیم آنگونه که آمده است :” قروه معرب کلمه فارسی میانه (گوربِگ) بوده و مرکب از (گروگور) یعنی دشت و صحرایی هموار و از این جهت است که (گور) با (بگ) به معنی خدا که بر روی هم گوربک یعنی دشت خدا است.” بازهم ابرلغت موجود در ” گوربگ ”  یعنی عنصر بگ در معنای خدا همان ابرلغت ترکی بَگ / بیگ به معنای بزرگ، رهبر، خدا و سرور می باشد.

کسانی که می خواهند نام کنونی قُروه را در خارج از حوزه و بنیاد توپونیمی تُرکی تحلیل و تبیین نمایند قطعا گرفتار قرائت ظاهری شده و از جهان واژه گان و گنجینه لغات ترکی محروم و یا در چنبره ی تعصبات خشک و خالی خودساخته و دیگرساخته، محدود هستند و محصور.

توپونیمهایی دیگر با نام قروه و با تلفظ های مشابه آن در دیگر نقاط تورک وجود دارد مانند:

روستای قِروه Qerva  در شهرستان ابهر (بخش مرکزی) که در کیلومتر ۱۵ جاده ترانزیتی «ابهر ـ تاکستان» واقع شده‌است

قروه درجزین در شهرستان رزن / استان همدان با فرهنگ و تاریخ و زبان تُرکی

و…

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

دکمه بازگشت به بالا