
این قطعنامه ایران را به نقض تعهدات پادمانی متهم کرده و از عدم همکاری با آژانس در خصوص فعالیتهای هستهای اعلامنشده انتقاد میکند.
اگرچه در متن پیشنویس فعلاً اشارهای به ارجاع فوری پرونده نشده، اما یک دیپلمات غربی گفته این قطعنامه، «قدم جدی در مسیر محکومیت رسمی ایران» است و راه را برای اقدامات بعدی باز میگذارد. مشابه این روند در سال ۲۰۰۵ نیز رخ داد که در نهایت منجر به صدور تحریمهای شورای امنیت شد.
در واکنش، عباس عراقچی، مذاکرهکننده ارشد پیشین هستهای ایران، این اقدام را «اتهامزنی مغرضانه» خوانده و هشدار داده که تهران در برابر نقض حقوق خود، پاسخ قاطع خواهد داد. با وجود این هشدارها، کشورهای غربی تأکید دارند که هنوز مسیر دیپلماسی بسته نشده و در صورت همکاری ایران، امکان بازگشت به توافق همچنان وجود دارد.
قطعنامه سال ۲۰۰۵ نیز با زبانی مشابه، دروازه ورود پرونده هستهای ایران به شورای امنیت را گشود و به مجموعهای از تحریمهای بینالمللی منجر شد. اکنون نیز در صورت تصویب این قطعنامه، مسیر حقوقی و سیاسی برای تکرار همان سناریو فراهم خواهد شد؛ اگرچه کشورهای غربی فعلاً فرصت مذاکره را باز گذاشتهاند. تفاوت مهم امروز، شرایط ژئوپلیتیکی و احتمال مخالفت روسیه و چین با ارجاع پرونده است. با این حال، تهدید ارجاع، خود اهرم فشاری برای وادار ساختن ایران به همکاری بیشتر محسوب میشود.





