آذربایجاناجتماعیایرانسیاستمحیط زیست

استاندارد دوگانه در اعتراضات محیط زیستی

تمام اعتراضات محیط‌زیستی آذربایجان با شدت تمام سرکوب شد و صد ها نفر بازداشت شدند. ده ها سال زندان به فعالین آذربایجان داده شد.

محیط زیست ایران سال‌هاست خسته از سو مدیریت و دشمنی همه جانبه مسولین امر وضعیت اسفباری دارد. ایران که کشوری نیمه خشک است در زمینه مدیریت منابع آبی محتاج سیاستهای کلان و جدی است.

اما این بخش هم مانند بسیاری از بخش‌های دیگر وضعیت محلوبی نداشته است. نبود سیاست کلان برای اصلاح فرهنگ مصرف و مدیریت منابع از سویی و تبعیض در توزیع منابع طبیعت ایران را وارد بن‌بستی تاریک کرده است.

این فاجعه مدیریتی چنان صحنه‌ای خلق کرده که مناطق خوش آب و هوا و دارای منابع عظیم آبی مانند آذربایجان و خوزستان هم به گرفتاری بزرگی دچار شده اند. اما بلکه مهمتر از همه مردم ایران نیز فرهنگ صحیحی در استفاده از طبیعت و منابع طبیعی خود نداشته اند و اساسا تلاشی برای آموزش جامعه صورت نگرفته است.

دلسوزان طبیعت هم همیشه یا به گوشه ای رانده شده اند یا مورد غضب سیاسیون قرار گرفته اند. فاجعه زیست محیطی دریاچه ارومیه دهه‌هاست موصوع اول در آذربایجان است. آنچه با دریاچه ارومیه شد معلوم بود که روزی تمام منطقه را به فلاکت خواهد کشید.

فعالین آذربایجان از سال ها پیش زمانی که مساله خشک شدن دریاچه در تهران ابدا مطرح نبود بر موضوع تمرکز داشتند.

در از اوایل دهه نود شمسی آذربایجان به صورت فعال پیگیر مطالبه حفظ دریاچه ارومیه شد. ایرن خواسته اگرچه ابتدا در سطح نخبگان و فعالین محیط زیست و آذربایجان مطرح شد اما در زمان کوتاهی به مطالبه عمومی مردم آذربایجان تبدیل شد. شاید به جرات بتوان ادعا کرد که آذربایجان جنوبی نخستین تظاهرات گسترده زیست محیطی در ایران حتی منطقه را به نمایش گذاشت.

یعنی مساله زیست محیطی از یک مطالبه تخصصی و اقلیتی خارج شده و با تلاش فعالین آذربایجان به مطالبه عمومی مردم تبدیل شد. زیرا فعالین آذربایجان در آن زمان بر حساسیت مساله آب در ایران واقف بودند. برای همین در آن مقطع آذربایجان با تمام توان تلاش کرد حساسیت عمومی جامعه را بر این مساله بیافزاید.

در نتیجه فعالین آذربایجانی موفق هم شدند. ولی در این راه هزینه های بسیاری دادند. شاید بیشترین تعداد بازداشت و تشکیل پرونده قضایی در حرکت ملی آذربایجان هم مربوط به اعتراضات دریاچه ارومیه باشد. چندین اعتراض گسترده در جای جای آذربایجان در آن سال‌ها برگزار شد.

تمام اعتراضات مسالمت آمیز آذربایجان با شدت تمام سرکوب شد و صد ها نفر بازداشت شدند. ده ها سال زندان به فعالین آذربایجان داده شد و حکومت با تمام توان آن جریان را سرکوب کرد. اما با توجه به نبض زمان تهران مجبور به جلب نظر افکار عمومی شد.

برای همین هم وعده نخست تمام نامزدهای ریاست جمهوری برای چندین دوره احیای دریاچه ارومیه بود. معروف ترین آن هم مربوط به وعده های حسن روحانی بود که البته هیچ وقت عملی نشد و دریاچه ارومیه در دوران هشت ساله روحانی به بدترین شرایط ممکن رسید.

اعراضات به بی آبی در خوزستان هم به شدت آذربایجان سرکوب شد. همین چند هفته پیش اعتراض مردم الاحواز به انتقال منابع آبی به فلات مرکزی ایران با گلوله پاسخ داده شد. در واقع نقطه مشترک مشکلات آبی در ایران انتقال منابع آبی از مناطق مساعد کشاورزی در حاشیه به مناطق کویری مرکزی است.

این را میتوان از آمار گسترش کشاورزی نیز دریافت. برای مثال بیش از سه چهارم تولیدات گلخانه ای در استانهای خشک و نیمه خشک تهران، سمنان، اصفهان، یزد، کرمان و مرکزی به دست میآید. درحالی که مناطقی که به طور طبیعی امکان کشت و زرع دارند محروم از آب بوده اند و خوزستان و آذربایجان پر آب به بهای آبادی کویر مرکزی ایران خشک شده است. این غارت منابع آبی تنها محدود به حوضه کشا ورزی نیست. در بخش صنعت هم منظره مشابهی وجود دارد.

صنایعی که نیاز به آب فراوان دارند به جای احداث در کنار دریای خلیج در دل کویر تاسیس شدند. صنایع فولاد مبارکه و ذوب آهن اصفهان میلیاردها متر مکعب آب جنوب کشور را بلعید. حالا با کاهش منابع آبی و خشک شدن منابع زیرزمینی که برای ده ها بدون حساب و کتاب مصرف شدند بحران آبی خود را بهتر نشان داده.

مردم مناطق حاشیه مانند آذربایجان و خوزستان که منابع آبشان غارت شده دیگر آبی حتی برای آشامیدن ندارند و مناطق مرکزی که آب مناطق حاشیه را مصرف میکردند هم دیگر آبی برای چپاول ندارند. نتیجه آن شده که مناطق کویری مرکزی که به لطف انتقال آب آباد شده بود به سرنوش طبیعی و در واقع واقعیت زیست بومی خود بازگشته و خشک شده است.

اما جای خالی آب همسایه حالا موجب اعتراض شده است. در سالهای اخیر وقتی دیگر آبی برای انتقال نماند اصفهان هم خشک شد و این موجب اعتراض شدید مردم شد. اما باز هم در اینجا تفاوت بسیاری وجود دارد. اعتراضات کشاورزان اصفهانی که به لطف منابع آب الاحواز به نان و نوایی رسیده بودند با سلام صلوات حکومت رو به رو میشود.

اعتراضات اصفهان در رسانه های دولتی منعکس میشود و پلیس امنیت تجمعات را برقرار میکند. این فرصتی شد تا مردم مناطق چهارمحال و بختیاری که آنها هم قربانی انتقال منابع به اصفهان هستند نیز معترض شوند. در واقع حکومت با چراخ سبزی که برای اعتراضات آبی اصفهان نشان داد غافلگیر شد.

حالا نه امکان ممانعت از اعتراضات را دارد نه میتواند مردمان شهرهای غیر از اصفهان را خاموش کند. زیرا الان در موقعیت کنونی تبعیض گسترده بر علیه غیر فارس ها آشکارا مشخص خواهد شد.

مردم جهارمحال و بختیاری در واقع با زمانسنجی مناسب امکان برخورداری از حاشیه امن اعتراضات یافتند و حکومت را غافلگیر کردند. البته که حکومت در تلاش است تا اعتراضات مردم را منحرف و محدود کند اما تا اینجای کار مداخله حکومتی ها با اعتراض مردم مواجه شده است.

در این موقعیت طلایی شاید شروع دوباره اعتراضات زیست محیطی در خوزستان و آذربایجان حکومت را مجبور به عقبنشینی کند چرا که قطعا در موقعیت کنونی با توجه به آزادی عملی که برای اصفهان در نظر گرفته شده سرکوب الاحواز و آذربایجان هم سخت تر از هر زمان دیگر خواهد شد و برای حکومت موجب رسوایی خواهد بود.

 

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

دکمه بازگشت به بالا