مقالات

کدام یک خیانت است، “مهاجرت” یا “اجبار به مهاجرت”؟

تقریباً تمام کشورهای عقب مانده و در حال توسعه به صورت جدی با مساله مهاجرت نیروی انسانی خود به کشورهای پیشرفته مواجه هستند.

تقریباً تمام کشورهای عقب مانده و در حال توسعه به صورت جدی با مساله مهاجرت نیروی انسانی خود به کشورهای پیشرفته مواجه هستند. اگرچه عمده این مهاجرت با دغدغه دسترسی به رفاه و زندگی بهتر صورت می‌پذیرد اما در بسیاری از مواقع بیش از یک ترجیح به یک ضرورت تبدیل می‌شود. جنگ، حوادث طبیعی مانند سیل و خشکسالی از عمده دلایل دل بریدن آدمی از خانه و کاشانه خود در طول تاریخ بوده است.

جغرافیای ایران که خود در مقاطعی مقصد و یا دست کم محل عبود مهاجران بسیاری بوده امروز به یکی از مبدا های اصلی مهاجرت تبدیل شده است.

تقریبا هیچ جمعی نیست که در آن کلامی از مهاجرت به میان نیاید. مهاجرت که نقل تمام محافل شده در سال‌های گذشته اگرچه دشوار بیشتر یک ترجیح و یا سبکی از زندگی به حساب می‌آمد. اما امروز مساله بسیار متفاوت شده است.

با مرور سالهای گذشته تفاوت انگیزه های مهاجرت به راحتی قابل ملاحظه است. پیش از انقلاب اسلامی بسیاری از روشنفکران به خصوص نخبگان غیر فارس و همچنین فعالین مذهبی مجبور به ترک وطن شده بودند. اما بعد از پیروزی انقلاب اسلامی نیز وضعیت تغییر چندانی نکرد و این بار اهالی نزدیک به رژیم سابق جلای وطن کردند.

علاوه بر طرفداران رژیم شاهنشاهی پس از استقرار حکومت اسلامی بسیاری از مردمی که طرز زندگی سکولار و غیر دینی داشتند مجبور به ترک ایران شدند.

تصور زندگی و حیات مثلا زنی که با موسیقی و یا ورزش سر و کار دارد در جمهوری اسلامی ممکن هم نبود. همچنین بسیاری از اقلیت های دینی و مدهبی مانند یهودیان و بهاییان پس از روی کار آمدن جمهوری اسلامی مجبور به ترک ایران شدند.

اما ماجرای مهاجرت در آذربایجان جنوبی به انگیزه های بعضا متفاوت به سالها پیش بازمیگردد. پس از استقرار حکومت پهلوی و قدرت گرفتن ملیگرایی فارس در سیاست تمام ملیت‌های غیر فارس به غیرخودی تبدیل شدند.

از آن تاریخ به بعد غیر فارس بودن در ایران برابر با هدف قرار گرفتن انواع و اقسام ظلم های سیستماتیک بود. با تغییر زمانه و ظهور مدرنیته و لزوم امکانات مدرن آذربایجان فقیرتر و فقیرتر شد.

آذربایجانی که همواری پیام آور مدرنیته و به تعبیری غرب گرایی برای ایران بود روز به روز افول کرد. به این ترتیب آذربایجانیان ابتدا و با نبود امکانات حداقلی حیات مجبور به ترک خاک آبا و اجدادی خود شدند.

مهاجرت درون ایران در آن تاریخ در میان ترک ها بسیار گسترش یافت. این موضوع به لحاظ تغییر دموگرافی مناطق ترک نشین و برای تغییر ترکیب جمعیتی آذربایجان به سیاست اصلی دولت تبدیل شد.

در آن تاریخ بسیاری از مناطق ترک نشین خالی از سکنه شد و اقوام مهاجر دیگر جای ترک ها را گرفتند. ریشه بسیاری از مشکلات امروز در غرب آذربایجان و مناطق مرکزی مربوط به همان تاریخ و سیاست کوچاندن ترک ها است. این مهاجرت بعضا به خارج از کشور هم انجام شد.

طبیعتا کشورهای همسایه و ترک زبان مانند جمهوری آذربایجان و ترکیه مقصد بسیاری از آذربایجانیان شد. اما نفوذ و مداخله ایران در این کشورها هیچ گاه امکان فعالیت مستمر و موثر بلند مدت را برای فعالین ترک نداد. برای همین محدودیتهای فعالین سیاسی و فرهنگی در خارج از ایران هم ادامه یافت.

از طرفی در کشورهای غربی نیز علیرغم سهولت دسترسی به منابع مالی و امکانات روز جامعه ترک مورد تبعیض جامعه مهاجر مرکزگرا قرار گرفت. یعنی ترکها چه در ایران چه در خارج از آن تحت ظلم جریان میلی گرای فارس بودند و هستند.

اما در سالهای اخیر انگیزه های اقتصادی مساله مهاجرت را وارد بعد جدیدی کرده است. دیگر امروز مهاجرت به اولویت بسیاری از دهکهای پایین جامعه هم تبدیل شده است. در این بین خصوصا تخلیه کشور از منابع انسانی متخصص آسیب بلندمدت جبران ناپذیری به کشور وارد میکند.

علی خامنه ای اخیرا در سخنانی به این مساله پرداخته و تشویق نخبگان به مهاجرت را خیانت به کشور دانسته است. اما مساله اینجاست بسیاری از نخبگان کشور به جز سرسپردگان به حکومت چاره ای جز مهاجرت آن هم برای ادامه حیات ندارند.

زیرا اولا تمام امکانات مادی و معنوی کشور در انحصار اقلیتی وابسطه به مراکز قدرت قرار دارد دوما کشور از تامین حداقل امکانات سختافزاری برای پیشبرد پژوهشهای علمی عاجز است. خصوصاً در بحث علوم انسانی و ارتباطات اساسا جمهوری اسلامی با نگاهی واپسگرایانه امکان هیچ فعالیتی را برای نسل جوان و نخبه نمیدهد. اما خامنه‌ای با تصوری که از اطرافیان خود به دست می‌آورد همچنان تصویری شفاف و صحیح از ایران ندارد.

علاوه بر این حکومت همچنان در مواجه با مسال عمیق اجتماعی مانند مهاجرت به زور و خشونت متوصل می‌شود. اکنون نیز با شروع شدن و شدت گرفتن موج جدید مهاجرت تلاش دارد با اعمال سیاستهای قهرآمیز سرمایه انسانی خود را حفظ کند.

اما با توجه به تجربیات گذشته این رویکرد قطعا نتیجه برعکس خواهد داشت و جامعه ایران هر روز از نخبگان خالی تر و خالی تر خواهد شد.

در این بین البته که اقشار آسیبپذیر مانند ملت های غیرفارس بیش از قومیت های غالب متضرر خواهند شد. چرا که با خالی شدن مناطق آذربایجان از جمعیت ترک حکومت طرح تغییر ترکیب جمعیت را به اجرا میگذارد و در هر حال این ملت است که ضرر می‌کند.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

دکمه بازگشت به بالا